اقتصاد انرژیدیپلماسی انرژیسیاست گذاری

قمار نفتی ترامپ دامن کدام کشورها را گرفته است

جنگی که ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز کردند، تنها تهران را هدف قرار نداده است. بسته شدن تنگه هرمز به عنوان شریان اصلی انرژی جهان، حالا کشورهای زیادی را به قمار فشار حداکثری ترامپ گروگان گرفته است؛ از کامیون‌های عراقی در جاده‌های سوریه تا پاکستانی که نفس‌های آخر ذخایر سوختش را می‌شمارد.

نشریه فارن پالسی، جنگ اخیر با ایران را «یک زلزله ژئوپلیتیک» توصیف کرده است. زلزله‌ای که پیامدهای استراتژیک آن برای سال‌های آینده، هم آمریکا و هم کل جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. اما در روزهای اولیه این لرزش بزرگ، قربانیان اصلی، کشورهای همسایه ایران و ملت‌های فقیر آسیایی هستند؛ کسانی که هیچ نقشی در این منازعه نداشتند، اما اولین و سنگین‌ترین ضربه را به جیب و سفره روزانه خود احساس می‌کنند. یکی از عجیب‌ترین تصاویر این روزهای بحران انرژی صف طویل تانکرهای حامل نفت عراق در مسیر بندر بانیاس سوریه است که برخی از شبکه های مهم خبری جهان را به خود اختصاص داده است.

عراق به عنوان یکی از اعضای اصلی اوپک، برای صادرات نفت خود به اروپا کاملاً به تنگه هرمز وابسته است. با بسته شدن این آبراه استراتژیک به دلیل حملات آمریکا و اسرائیل، بغداد راهی جز استفاده از مسیرهای زمینی پیدا نکرده است. اکنون صدها کامیون، روزانه نفت خام این کشور را از مسیر جاده‌ای و بسیار پرهزینه به بندر مدیترانه‌ای سوریه منتقل می‌کنند تا از آنجا به مشتریان اروپایی برسد. هزینه لجستیکی این مسیر جایگزین، نه تنها سود حاصل از فروش نفت عراق را کاهش داده، بلکه قیمت نهایی انرژی در بازار اروپا را نیز تحت تاثیر قرار داده است. عراق، که خود سال‌ها با بحران‌های داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کند، حالا قربانی اصلی محاصره دریایی شده است.

روشن شدن چراغ قرمز سوخت پاکستان

اگر عراق در مسیر صادرات دچار مشکل شده، شرایط پاکستان بسیار بحرانی‌تر است. گزارش‌ها حاکی از آن است که پاکستان فقط کمتر هفت روز تا اتمام کامل ذخایر نفتی خود فاصله دارد. این وضعیت هشداردهنده، بسیاری از کارشناسان را به این نتیجه رسانده که تلاش‌های دیپلماتیک اخیر اسلام‌آباد برای میانجی‌گری در منطقه، ریشه در یک بحران داخلی و انسانی دارد. پاکستان به عنوان کشوری با جمعیت بالا و زیرساخت‌های انرژی شکننده، اولین قربانی قمار نفتی ترامپ بشمار می اید.

در همین حال، اسلام‌آباد در اقدامی امیدوارکننده، رسماً مجوز ترانزیت کالا از بنادر خود به سمت ایران را صادر کرده است. وزارت بازرگانی پاکستان با فعال‌سازی کریدور گوادر به مرزهای گبد و تفتان، تلاش دارد مسیری جایگزین برای تأمین کالاهای اساسی ایران فراهم کند.

محاصره دریایی و جابجایی قطب‌های تأمین ایران

یکی از پیامدهای پنهان جنگ، تغییر ژئوپلیتیک در مسیرهای تأمین ایران است. ایران در سال‌های اخیر بخش قابل توجهی از واردات و ترانزیت خود را از طریق بنادر امارات (به ویژه جبل‌علی) انجام می‌داد؛ مسیری که اکنون با تشدید محاصره دریایی، به شدت ناپایدار شده است.

در این شرایط، گشایش مسیر پاکستان توسط وزارت بازرگانی این کشور، نه تنها یک گزینه دیپلماتیک، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای تنوع‌بخشیدن به زنجیره تأمین و مصون ماندن در برابر محاصره است. هرچند باید گفت که متنوع سازی مسیرهای ترانزیتی و تجاری ایران از ماهها قبل در دستور کار بود تا به مثابه پدافندی غیرعامل، تاب آوری تجارت ایران را در برابر تهدیدات خارجی افزایش دهد.

واکنش چین؛ خط شکن تحریم‌ها

در میانه این آشفتگی، پکن موضع روشنی اتخاذ کرده است. وزارت بازرگانی چین به صراحت اعلام کرده که از تحریم‌های آمریکا علیه شرکت‌های خریدار نفت ایران تبعیت نخواهد کرد. این اقدام واشنگتن که اخیراً پنج واحد پالایشگاهی و پتروشیمی چین را هدف قرار داده است، از سوی پکن «غیرقانونی» خوانده شده و تأکید شده که این تحریم‌ها «نباید به رسمیت شناخته، اجرا یا رعایت شوند». این موضع قاطع چین، نشانه روشنی از چندقطبی شدن اقتصاد جهان است. چین به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده نفت، نشان داده که قصد ندارد بازیچه دست سیاست‌های فشار حداکثری واشنگتن شود.

روزهای دوگانه و پرالتهاب اوپک

در بحبوحه این التهابات و به دنبال اعلام خروج امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادر کننده نفت «اوپک» و همچنین «اوپک پلاس»، هفت کشور نفتی در موافقت با افزایش تولید روزانه ۱۸۸ هزار بشکه بر پایبندی به حفظ ثبات در بازار جهانی نفت تاکید کرده‌اند.

عربستان سعودی، روسیه، عراق، کویت، قزاقستان، الجزایر و عمان که پیش‌تر کاهش‌های داوطلبانه اضافی در ماه‌های آوریل و نوامبر ۲۰۲۳ (فروردین و آبان ۱۴۰۲) اعلام کرده بودند، در راستای تعهد خود به حمایت از ثبات بازار نفت، تصمیم گرفتند تعدیلی در سطوح تولید به میزان ۱۸۸ هزار بشکه در روز از مجموع مقادیر کاهش‌های داوطلبانه اضافی اعلام‌شده در آوریل ۲۰۲۳ (فروردین ۱۴۰۲) را اجرا کنند. مقرر است این تعدیل از ماه ژوئن ۲۰۲۶ (خرداد سال جاری) اعمال شود. اما در شرایط کمبود سوخت و گرانی بی‌سابقه، کاهش تولید یک پارادوکس بزرگ است. اعضای اوپک تلاش می‌کنند تعادل را حفظ کنند، اما واقعیت این است که هیچ اقدامی در جهت تقویت عرضه نمی‌تواند جایگزین بسته شدن تنگه هرمز شود.

توهم تحلیلگران بازار انرژی

جالب‌ترین بخش بحران کنونی، رفتار ضدونقیض بازارهای مالی است. قیمت نفت هنوز به رقم فاجعه‌بار مورد انتظار نرسیده و تحلیلگران معتقدند «بازارهای آتی در توهمند.» توهمی که می‌گوید جنگ به زودی تمام می‌شود، صلح برقرار می‌شود و کشتی‌ها از فردا دوباره از هرمز عبور می‌کنند. اما “دیوید گلدمن، خبرنگار ارشد سی‌ان‌ان”، هشدار می‌دهد: «معامله‌گران حرفه‌ای ترامپ را باور کرده و روی عقب‌نشینی ایران حساب کرده‌اند. اما بازار درک درستی ندارد، چرا که ایران سال‌ها کارزار فشار حداکثری را دوام آورده است.» حتی اگر توافق صلحی حاصل شود، ممکن است تنگه هرمز به طور کامل باز نشود یا بازگشایی آن ماه‌ها طول بکشد. بازگرداندن تولید نفت به سطح قبلی، زمان‌بر است و زخم‌های ژئوپلیتیک به سادگی التیام نمی‌یابند.

دیوید گلدمن در گزارش خود به واقعیت هولناک تری اشاره می‌کند: «بخش‌هایی در جهان وجود دارند که عملاً ذخایر نفتشان تمام شده است.» کشورهایی مثل کامبوج، میانمار و بخش‌هایی از آسیا که حتی نمی‌توانند قطعات لازم برای تولید پلاستیک را تهیه کنند.

در این کشورها، دیگر صحبت از قیمت بنزین نیست؛ بحث بر سر دسترسی به هر نوع حامل انرژی است. فقدان سوخت، زنجیره تولید پلاستیک، دارو و کالاهای اساسی را قطع کرده است. این فاجعه خاموش، پیامد مستقیم جنگی است که در فاصله هزاران کیلومتری آنها رخ می‌دهد.

همچنین، “استیو هانکه، استاد اقتصاد دانشگاه جانزهاپکینز”، در تحلیل اخیر خود به یک نکته مهم اشاره کرده است: برخلاف تبلیغات غرب، اقتصاد ایران پیش از حملات اخیر فرو پاشیده نبود. اما حالا، جنگ تمام معادلات را بر هم زده است. دنیا تازه در حال درک اتفاقات پیش‌روست. در آسیا، بسیاری از دولت‌ها اقدامات شدیدی مانند کاهش روزهای کاری هفته را آغاز کرده‌اند. در اروپا، تورم انرژی رکورد می‌زند. محاصره دریایی، مسیرهای جایگزین زمینی را به بن‌بست رسانده و به قول تحلیلگران، دردی که دهه‌ها از آن هراس داشتیم، در حال نزدیک شدن است. بهبود بازار انرژی به روال سابق، حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریوی صلح، نه روزها و هفته‌ها، بلکه ماه‌ها طول خواهد کشید. قمار نفتی ترامپ، ملت‌های بیگناه بسیاری را پای میز باخته نشانده است؛ باخت سنگینی که قبض آن به زودی به در خانه تک تک شهروندان جهان خواهد رسید.

منبع: ایرنا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا