دیپلماسی انرژیسیاست گذاری

حاشیه‌نشینان نفتی

چرا حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا تاثیری بر قیمت نفت نداشت؟

حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا، شوک معناداری به بازار نفت وارد نکرد و قیمت‌ها واکنش محدودی نشان دادند. این اتفاق بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که آیا صرف نفتی بودن یک کشور، همچنان به‌تنهایی می‌تواند عامل تعیین‌کننده در بازار جهانی نفت باشد؟ آن‌طور که از شواهد پیداست، سهم بازار، مازاد عرضه و جایگاه ژئوپلیتیکی، بیش از حجم ذخایر، تعیین‌کننده هستند.

روز شنبه 13 دی ماه با آغاز حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا، قیمت نفت تنها کمتر از 0.5 درصد افزایش یافت. این در حالی است که انتظار می‌رفت با حمله به یک کشور نفتی که از قضا بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده جهان را دارد، ریسک کاهش عرضه به وجود آید و در پی آن قیمت نفت افزایش پیدا کند.

با این حال این اتفاق رخ نداد و حتی روز دوشنبه 15 دی ماه و پس از باز شدن بازار نفت جهانی و مشخص شدن وضعیت ونزوئلا، نه‌تنها قیمت نفت افزایش اندکی نیافت، بلکه قیمت نفت برنت، حدود 0.95 درصد کاهش یافت.

این پرسش مطرح می‌شود که علت این اتفاق چیست؟ آیا کشورهایی مانند ونزوئلا دیگر در دسته کشورهای مهم و تعیین‌کننده در بازار نفت به شمار نمی‌آیند؟

افت تولید و صادرات ونزوئلا، از عوامل کاهش سهم بازار این کشور

ونزوئلا با وجود برخورداری از بزرگترین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان، به‌دلیل سال‌ها سومدیریت و تحریم‌ها، با سقوط شدید تولید نفت مواجه شد. این کشور با حدود ۳۰۳ میلیارد بشکه، بزرگ‌ترین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان را در اختیار دارد.

ونزوئلا در دهه ۱۹۷۰ روزانه ۳.۵ میلیون بشکه نفت خام تولید می‌کرد که در آن زمان بیش از ۷ درصد از تولید نفت جهان را تشکیل می‌داد. تولید در طول دهه ۲۰۱۰ به زیر دو میلیون بشکه در روز کاهش یافت و سال گذشته به طور متوسط ​​حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز که تنها یک درصد از تولید جهانی بود.

لازم به ذکر است که ونزوئلا در ماه نوامبر روزانه ۹۵۲ هزار بشکه نفت صادر کرد که از این میزان، ۷۷۸ هزار بشکه در روز به چین ارسال شد.

همان‌طور که از آمارها پیداست، میزان تولید و صادرات نفت ونزوئلا کمتر از یک میلیون بشکه در روز است. این در حالی است که میزان تولید نفت عربستان سعودی حدود 9 میلیون بشکه در روز و صادرات این کشور بیش از شش میلیون بشکه در روز است.

حتی میزان تولید و صادرات نفت ایران به ترتیب 3 میلیون و حدود 1.5 میلیون بشکه است. البته لازم به ذکر است که نفت ونزوئلا عمدتا فوق‌سنگین است و استخراج، پالایش و حمل آن پیچیده است. این در حالی است که نفت صادراتی ایران عمدتا نفت سبک است و به دلیل تفاوت کیفیت و مصارف انواع نفت، در بسیاری از موارد قابلیت جایگزینی وجود ندارد.

با این حال موضوع مشخص آن است که با وجود فراوانی ذخایر در ونزوئلا، این کشور نتوانست آن‌طور که باید از این ذخایر استفاده کند و با افزایش تولید و صادرات نفت سهم قابل توجهی از بازار نفت را به دست آورد. این کشور سهم یک درصدی از معاملات روزانه نفتی داشت و عمده صادرات آن به چین انجام می‌شد.

یکی دیگر از دلایل این موضوع تحریم‌های نفتی بود. به دلیل تحریم بودن ونزوئلا، بسیاری از کشورها ریسک خرید نفت از کشوری که تحت تحریم آمریکا بود را نمی‌پذیرفتند و همین موضوع باعث شد که مقاصد صادراتی نیز کاهش یابند.

این موضوع نشان از آن دارد که وقتی به این کشور حمله نظامی شد، فعالان بازار نفت به دلیل کم بودن سهم این کشور از بازار و معاملات جهانی، نگرانی بابت کاهش عرضه جهانی نفت نداشتند.

افزایش عرضه جهانی نفت، از دیگر عوامل نبود تغییرات در روند قیمت نفت

علاوه بر موضوع کاهش تولید و صادرات ونزوئلا، مساله افزایش عرضه جهانی نفت نیز بر نبود تغییرات محسوس در روند قیمت نفت پس از حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا اثر گذاشت.

بازار جهانی نفت در حال حاضر با پدیده مازاد عرضه مواجه است. این وضعیت ناشی از افزایش ظرفیت تولید در کشورهای تولیدکننده و رشد کندتر از انتظار تقاضای جهانی است. توسعه تولید نفت شیل، بازگشت تدریجی برخی تولیدکنندگان به بازار و تداوم عرضه بالا از سوی اعضای اوپک و متحدان آن، موجب شده حجم نفت عرضه‌شده از نیاز واقعی بازار فراتر رود. این موضوع، فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد کرده است.

با توجه به مازاد عرضه جهانی در بازار نفت، فعالان بازار به طور کلی کمتر نگران کاهش عرضه توسط کشورهای غیرتعیین‌کننده هستند. یعنی اگر عرضه یک میلیون بشکه نفت ونزوئلا متوقف شود، کشورهای دیگر ازجمله کشورهای عضو اوپک قادر به جایگزین کردن این میزان نفت هستند.

از این رو، وقتی اختلال در عرضه نفت این کشورها به وجود آید، بازار نفت واکنش محسوس و پایداری نشان نمی‌دهد.

مساله ونزوئلا پیام مهمی برای دیگر کشورهای نفتی دارد. کشورهایی که سهم زیادی از بازار نفت ندارد، در صورت وقوع اختلال در روند عرضه نفت از سوی آنها، واکنش قابل توجهی از سوی بازار نفت دریافت نمی‌شود.

در گذشته این تصور غالب وجود داشت که هرگونه حمله نظامی به کشورهای نفتی به دلیل تبعات گسترده بر عرضه انرژی و جهش قیمت‌ها، هزینه‌های سنگین اقتصادی و سیاسی برای مهاجمان به همراه دارد. اما این برداشت امروز بیش از گذشته نسبی و وابسته به شرایط بازار است. در واقع، میزان اثرگذاری چنین کشورهایی بر بازار جهانی نفت تا حد زیادی به سهم آنها از عرضه جهانی و قابلیت جایگزینی تولیدشان بستگی دارد. اگر سهم یک کشور در بازار محدود باشد یا مازاد عرضه وجود داشته باشد، اختلال در تولید آن لزوما به شوک قیمتی شدید منجر نمی‌شود. از این رو، اهمیت ژئوپلیتیکی کشورهای نفتی نه به‌صورت مطلق، بلکه در نسبت مستقیم با جایگاه آنها در ساختار عرضه و تقاضای جهانی تعریف می‌شود.

در واقع کشورهایی که به نوعی در حاشیه تحولات بازار نفت قرار دارند، دیگر نمی‎‌توانند مانند گذشته تعیین‌کننده باشند.

این تحول نشان می‌دهد که کشورهای نفتی برای حفظ وزن راهبردی خود در معادلات بین‌المللی، ناگزیرند فراتر از اتکای صرف به منابع زیرزمینی بیندیشند و به‌طور همزمان بر افزایش یا تثبیت سهم خود از بازار جهانی نفت و مدیریت فعال روابط ژئوپلیتیکی تمرکز کنند.

کشوری که سهم بالاتری از بازار را در اختیار دارد یا در گلوگاه‌های مهم انرژی نقش‌آفرینی می‌کند، در برابر فشارهای خارجی و تهدیدات امنیتی از قدرت بازدارندگی بیشتری برخوردار است.

در نتیجه، سیاست‌های تولید، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، تنوع مسیرهای صادراتی و دیپلماسی انرژی به عواملی تعیین‌کننده در حفظ جایگاه و امنیت کشورهای نفتی تبدیل شده‌اند. این درسی است که بسیاری از کشورها باید به آن توجه کنند.

منبع: تجارت نیوز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا