
به گزارش دلوارنامه در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ و آغاز ۲۰۲۶، اعتراضات کسبه و بازاریان در برخی شهرهای ایران، به ویژه تهران، به دلیل نوسانات ارزی و تورم بالا، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این اعتراضات که عمدتاً از سوی اصناف و تجار مطرح شده، ریشه در مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمهای ظالمانه غرب، به ویژه ایالات متحده، دارد. با این حال، سؤال کلیدی این است که این رویدادها چگونه بر وضعیت قیمت نفت، به عنوان یکی از مهمترین منابع درآمدی ایران، تأثیر میگذارند؟ در این مقاله، با نگاهی تحلیلی به عوامل داخلی و خارجی، به بررسی این موضوع میپردازیم و چشماندازی واقعبینانه ارائه میدهیم. این تحلیل بر پایه گزارشهای اقتصادی معتبر مانند گزارشهای صندوق بینالمللی پول (IMF) و آژانس بینالمللی انرژی (IEA) استوار است.
ابتدا باید به زمینه اقتصادی اعتراضات پرداخت. طبق آمار مرکز آمار ایران، نرخ تورم در دسامبر ۲۰۲۵ به ۴۲.۲ درصد رسیده که افزایش ۱.۸ درصدی نسبت به ماه قبل را نشان میدهد. ارزش ریال نیز به رکورد پایین خود، حدود ۱.۴۵ میلیون ریال در برابر دلار، سقوط کرده است. این شرایط، کسبه را وادار به تعطیلی موقت مغازهها کرده تا صدای اعتراضشان به گوش مسئولان برسد. گزارشها از بسته شدن بازارهایی مانند بازار بزرگ تهران، مرکز موبایل ایران و بازار آهن حکایت دارد. این اعتراضات، که از ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شده، به شهرهایی مانند اصفهان، شیراز و مشهد گسترش یافته و شامل مطالبات اقتصادی مانند کنترل تورم و حمایت از اصناف است.
ایران به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت اوپک، وابستگی زیادی به درآمدهای نفتی دارد. صادرات نفت ایران در حال حاضر حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز است که عمدتاً به چین ارسال میشود. با این وجود، تحریمهای آمریکا مانع از بازگشت کامل درآمدهای ارزی به کشور میشود. یک مقام سابق نفتی ایران تأکید کرده که حتی با افزایش حجم صادرات، مشکلات بازگرداندن درآمد، اقتصاد را در معرض خطر قرار میدهد. اعتراضات کسبه، اگرچه مستقیماً بر تولید نفت تأثیر نمیگذارد، میتواند به طور غیرمستقیم بر زنجیره تأمین و صادرات اثر بگذارد. برای مثال، اگر این اعتراضات به اختلال در حملونقل داخلی یا بنادر منجر شود، ممکن است صادرات نفت با تأخیر مواجه شود و این امر ریسک ژئوپلیتیکی را افزایش دهد.
از سوی دیگر، قیمت جهانی نفت در ژانویه ۲۰۲۶ تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. طبق پیشبینی IEA، بازار نفت در سال ۲۰۲۶ با مازاد عرضه حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز روبرو خواهد بود که این امر میتواند قیمتها را پایین نگه دارد. در حال حاضر، قیمت برنت بالای ۶۰ دلار و WTI بالای ۵۷ دلار معامله میشود. اما ریسکهای ژئوپلیتیکی، مانند تهدیدهای ترامپ علیه ایران، میتواند این معادله را تغییر دهد. ترامپ اخیراً در پستهای رسانهای خود، از حمایت از معترضان ایرانی سخن گفته و این میتواند به تشدید تنشها منجر شود. در صورت وقوع درگیری نظامی، قیمت نفت ممکن است به بالای ۱۰۰ دلار برسد، همانطور که مؤسسه بینالمللی مالی (IIF) پیشبینی کرده است.
با این حال، باید تأکید کرد که اعتراضات فعلی بیشتر جنبه اقتصادی دارد و مقامات ایرانی، از جمله رهبر معظم انقلاب، مطالبات کسبه را عادلانه دانستهاند. ایشان فرمودهاند که مسئولان باید با معترضان گفتوگو کنند، اما با آشوبگران مدارا نکنند. این رویکرد نشاندهنده تعهد دولت به حل مشکلات داخلی است. در واقع، تحریمهای آمریکا، که از زمان بازگشت ترامپ به قدرت تشدید شده، عامل اصلی این بحران است. کارشناسان مانند ولی نصر از دانشگاه جانز هاپکینز، تحریمها را عامل کوچک شدن طبقه متوسط و افزایش فقر میدانند. این تحریمها نه تنها درآمد نفتی را محدود کرده، بلکه دسترسی به بانکداری بینالمللی و واردات را دشوار ساخته است.
در چشمانداز کوتاهمدت، اگر اعتراضات با گفتوگو و حمایتهای دولتی مانند یارانههای بیشتر یا کنترل قیمتها مدیریت شود، تأثیر منفی بر قیمت نفت محدود خواهد ماند. ایران میتواند با تقویت روابط با شرکای راهبردی مانند روسیه و چین، که بزرگترین خریدار نفت ماست، درآمدهای خود را حفظ کند. گزارش DW اشاره میکند که حمایت این کشورها میتواند بخشی از مشکلات را جبران کند. اما در بلندمدت، نیاز به اصلاحات ساختاری اقتصادی، مانند کاهش وابستگی به نفت و توسعه صنایع غیرنفتی، ضروری است. پیشبینی IMF نشان میدهد تورم در ۲۰۲۶ همچنان بالای ۴۰ درصد خواهد ماند، مگر اینکه تحریمها کاهش یابد.
علاوه بر این، عوامل جهانی مانند تقاضای پایین انرژی به دلیل رکود اقتصادی در غرب و افزایش تولید نفت غیراوپک (مانند آمریکا و برزیل)، قیمتها را تحت فشار قرار میدهد. اعتراضات ایران، اگرچه مهم، تنها یکی از عوامل ریسک است. برای مثال، شورای آتلانتیک پیشبینی میکند که در ۲۰۲۶، فشارهای زیستمحیطی مانند کمبود آب نیز به اعتراضات دامن بزند، اما این میتواند فرصتهایی برای سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر ایجاد کند.
در نهایت، وضعیت قیمت نفت در سایه اعتراضات کسبه، بیشتر به مدیریت داخلی و عوامل خارجی بستگی دارد. اگر دولت با اتخاذ سیاستهای حمایتی، مانند افزایش یارانه سوخت یا مذاکره برای کاهش تحریمها، عمل کند، میتوان انتظار ثبات نسبی داشت. اما تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی میتواند قیمتها را افزایش دهد. مردم ایران، با سابقه استقامت در برابر فشارهای خارجی، میتوانند این چالش را نیز پشت سر بگذارند. تمرکز بر وحدت ملی و توسعه اقتصادی پایدار، کلید عبور از این دوره است. این اعتراضات، فرصتی برای شنیدن صدای اصناف و بهبود سیاستها فراهم میکند، بدون اینکه به منافع ملی آسیب بزند.




