اقتصاد انرژیدیپلماسی انرژیسیاست گذاری

بازار نفت وارد عصر مدیریت ذخایر شد

پایان انحصار عربستان در مدیریت شوک‌های نفتی رقم خورد؟

چین با ذخیره‌سازی گسترده نفت توانست در جریان جنگ در ایران، معادلات بازار نفت را دگرگون کند. در دهه‌های گذشته، اوپک و به‌ویژه عربستان سعودی از طریق میزان تولید بر قیمت نفت اثر می‌گذاشتند، اما اکنون چین با سطح ذخایر نفتی خود توانست شوک نفتی در بازار را مدیریت کند.

بازار جهانی نفت در دهه‌های گذشته بر پایه یک منطق نسبتا ثابت عمل می‌کرد. هرگاه بحران ژئوپلیتیکی، جنگ یا اختلالی در عرضه رخ می‌داد، نگاه معامله‌گران به ظرفیت مازاد تولید عربستان سعودی دوخته می‌شد. این ظرفیت به عنوان مهم‌ترین ضربه‌گیر بازار شناخته می‌شد و ریاض می‌توانست با افزایش یا کاهش تولید، بخش مهمی از نوسانات قیمت را کنترل کند. اما تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که در کنار این متغیر سنتی، عامل تازه‌ای در حال ایفای نقشی تعیین‌کننده است. در جریان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و اقدام ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز نشان داد که دیگر تنها میزان تولید تولیدکنندگان بزرگ نیست که مسیر قیمت نفت را مشخص می‌کند، بلکه حجم ذخایر نفتی چین و زمان‌بندی برداشت از آنها نیز به یکی از مهم‌ترین متغیرهای بازار تبدیل شده است.

از دهه ۱۹۸۰ به بعد، عربستان با حفظ بخشی از ظرفیت تولید خود به صورت بلااستفاده، نقشی فراتر از یک صادرکننده بزرگ نفت ایفا کرد. این کشور در بسیاری از بحران‌ها از جنگ خلیج فارس گرفته تا اختلال‌های ناشی از تحریم‌ها یا حملات به زیرساخت‌های نفتی، با افزایش عرضه توانست بخشی از کمبود بازار را جبران کند. به همین دلیل ظرفیت مازاد عربستان به یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی تبدیل شد که معامله‌گران برای پیش‌بینی روند قیمت نفت دنبال می‌کردند. هر نشانه‌ای از افزایش یا کاهش این ظرفیت می‌توانست انتظارات بازار را تغییر دهد و بر قیمت‌ها اثر بگذارد.

با این حال، رشد سریع مصرف نفت در آسیا و تبدیل شدن چین به بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان، به تدریج ساختار بازار را تغییر داد. پکن طی سال‌های گذشته علاوه بر افزایش واردات، سیاست گسترده‌ای برای توسعه ذخایر راهبردی و تجاری خود دنبال کرد. این ذخایر در دوره‌هایی که قیمت نفت کاهش می‌یافت، با سرعت بیشتری تکمیل شدند و اکنون به ابزاری برای مدیریت شوک‌های بازار تبدیل شده‌اند.

سال‌ها ذخیره‌سازی گسترده به بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان این امکان را داده است که از ذخایر تجاری برای جذب شوک‌های عرضه استفاده کند / برای چندین دهه، اصلی‌ترین ضربه‌گیر بازار جهانی نفت، ظرفیت مازاد تولید عربستان سعودی بود

برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد چین در بخش عمده سال ۲۰۲۵، همزمان با افت قیمت‌ها، روزانه حدود ۹۰۰ هزار بشکه نفت برای ذخایر راهبردی و تجاری خود خریداری کرده است. نتیجه این سیاست آن بود که در زمان وقوع بحران، پالایشگاه‌های این کشور دیگر الزامی برای حضور فعال در بازار واردات نداشتند و می‌توانستند نیاز خود را از محل نفت ذخیره شده تامین کنند.

این موضوع در جریان جنگ اخیر در ایران به روشنی آشکار شد. آن‌طور که اویل‌پرایس گزارش داده، در حالی که بسیاری از معامله‌گران انتظار داشتند نگرانی از اختلال عرضه به دلیل بسته شدن تنگه هرمز، رقابت شدیدی برای خرید نفت خاورمیانه ایجاد کند، پالایشگاه‌های چینی برخلاف انتظار خریدهای خود را به شدت کاهش دادند.

آژانس بین‌المللی انرژی برآورد می‌کند که چین تنها در ماه ژوئن حدود ۴۱ میلیون بشکه از ذخایر نفت خام خود برداشت کرده است که یکی از بزرگ‌ترین کاهش‌های ماهانه ذخایر در تاریخ به شمار می‌رود. به جای آنکه این حجم از طریق واردات جایگزین شود، پالایشگاه‌ها از نفت انبار شده استفاده کردند و به این ترتیب، بازار با موجی از تقاضای ناگهانی روبه‌رو نشد.

داده‌های کپلر نیز همین روند را تایید می‌کند. واردات دریایی نفت خام چین در ماه مه به حدود ۶.۷ میلیون بشکه در روز رسید که پایین‌ترین سطح در نزدیک به یک دهه بود. این رقم فاصله قابل توجهی با میانگین بیش از ۱۰ میلیون بشکه‌ای سال ۲۰۲۵ داشت. با این حال، کاهش فعالیت پالایشگاه‌ها بسیار محدودتر بود و این اختلاف نشان می‌دهد که کسری واردات از طریق برداشت از ذخایر جبران شده است.

برآوردهای کپلر نشان می‌دهد پالایشگاه‌های چینی در همان مقطع همچنان بیش از ۳۰۰ میلیون بشکه نفت خام در مخازن خود داشتند. چنین حجمی امکان آن را فراهم می‌کرد که برای حدود دو تا سه ماه بدون افزایش واردات، نیاز پالایشگاه‌ها تامین شود. نکته قابل توجه آن است که همزمان با برداشت از ذخایر تجاری، دولت چین ذخایر راهبردی خود را حفظ کرد و حتی بخشی از آنها را افزایش داد. به این ترتیب، بار اصلی مدیریت بحران بر دوش ذخایر پالایشگاهی قرار گرفت، در حالی که ذخایر تحت کنترل دولت دست نخورده باقی ماند.

غیبت چین در بازار واردات، پیامدهای مهمی برای قیمت‌گذاری نفت خاورمیانه داشت. کاهش خرید بزرگ‌ترین واردکننده جهان باعث شد محموله‌های بیشتری از کشورهای حوزه خلیج فارس راهی اروپا، هند و دیگر بازارهای آسیایی شوند. در چنین شرایطی تولیدکنندگان منطقه برای حفظ سهم بازار ناچار به تعدیل قیمت‌ها شدند. عربستان نیز طی چند مرحله قیمت رسمی فروش نفت «عرب لایت» برای مشتریان آسیایی را کاهش داد تا جذابیت خرید نفت خود را حفظ کند. این تحول نشان داد که حتی سیاست قیمت‌گذاری بزرگ‌ترین صادرکننده اوپک نیز اکنون بیش از گذشته تحت تاثیر رفتار خرید چین قرار دارد.

در همین دوره، پالایشگاه‌های خصوصی چین نیز استراتژی خرید خود را تغییر دادند. کاهش حاشیه سود پالایش، افت رشد تقاضای سوخت و افزایش قیمت نفت خام موجب شد بخشی از آنها نرخ فعالیت خود را کاهش دهند. از سوی دیگر، با کاهش قیمت نفت عراق، ابوظبی و عربستان، خرید به سمت این گریدها متمایل شد و بخشی از محموله‌های نفت ایران بدون مشتری باقی ماند و رقابت‌پذیری خود را از دست داد. در نتیجه، میلیون‌ها بشکه نفت ایران روی آب یا در مخازن شناور منتظر یافتن خریدار ماند و واردات نفت ایران به چین به پایین‌ترین سطح خود از ابتدای سال ۲۰۲۳ نزدیک شد.

این تحولات تنها یک تغییر مقطعی در الگوی تجارت نفت نیست، بلکه از تغییر تدریجی سازوکار اثرگذاری بر بازار جهانی حکایت دارد. در گذشته، معامله‌گران عمدتا تولید اوپک و به ویژه تصمیم‌های عربستان را برای پیش‌بینی روند قیمت‌ها دنبال می‌کردند. اکنون در کنار آن، سطح ذخایر نفتی چین، سرعت برداشت از این ذخایر و زمان بازگشت این کشور به بازار خرید نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است.

چرخش ساختاری اقتصاد نفت از مدیریت عرضه به سوی مدیریت ذخایر نفتی

برای دهه‌ها، مکانیزم تعدیل بازار نفت بر پایه ظرفیت مازاد تولید استوار بود. هرگاه شوکی در عرضه ایجاد می‌شد، عربستان و در مقیاسی کمتر سایر تولیدکنندگان اوپک با افزایش تولید، کمبود را جبران می‌کردند. این سازوکار به معنای تعدیل بازار از طریق جریان عرضه است. یعنی ابزار اصلی کنترل قیمت، ورود بشکه‌های جدید به بازار بود و از این طریق، فشار صعودی بر قیمت‌ها کاهش می‌یافت.

اما اکنون به نظر می‌رسد بازار در حال ورود به مرحله‌ای متفاوت است. در شرایطی که چین طی سال‌های گذشته صدها میلیون بشکه نفت در ذخایر راهبردی و تجاری خود انباشته کرده، مقابله با شوک‌های عرضه دیگر الزاماً از مسیر افزایش تولید نمی‌گذرد. واردکننده‌ای که ذخایر کافی در اختیار دارد، می‌تواند به جای خرید از بازار، برای مدتی از موجودی انبارها استفاده کند. در نتیجه، بازار به جای آن‌که با افزایش عرضه متعادل شود، از طریق کاهش تقاضای موثر به تعادل می‌رسد. به بیان دیگر، برداشت از ذخایر همان اثری را بر قیمت‌ها می‌گذارد که پیش‌تر افزایش تولید عربستان ایجاد می‌کرد

چین با انباشت ذخایر عظیم نفتی، عملا یک ظرفیت مازاد مصرف ایجاد کرده است. همان‌طور که عربستان سال‌ها با ظرفیت مازاد تولید بر سمت عرضه بازار اثر می‌گذاشت، چین اکنون با ظرفیت مازاد ذخیره‌سازی و امکان تعویق خرید، بر سمت تقاضا اثر می‌گذارد. بنابراین، قدرت اثرگذاری بر بازار دیگر صرفا در اختیار تولیدکنندگانی نیست که توان افزایش عرضه دارند، بلکه در اختیار مصرف‌کنندگان بزرگی نیز قرار گرفته است که با مدیریت ذخایر خود می‌توانند چرخه تقاضا و در نهایت مسیر قیمت نفت را تحت تاثیر قرار دهند.

البته این تحول به معنای پایان نقش عربستان در بازار نفت نیست. ظرفیت مازاد تولید این کشور همچنان مهم‌ترین ابزار مدیریت سمت عرضه به شمار می‌رود و در صورت بروز اختلال‌های بزرگ، همچنان می‌تواند بر تعادل بازار اثر بگذارد. اما در سوی دیگر معادله، چین نشان داده است که با استفاده از ذخایر عظیم خود قادر است شوک‌های قیمتی را جذب کند، زمان خریدهای خود را تغییر دهد و از ورود تقاضای هیجانی به بازار جلوگیری کند.

به همین دلیل می‌توان گفت بازار جهانی نفت در حال ورود به مرحله‌ای تازه است. اگر در گذشته تعیین‌کننده اصلی قیمت، مازاد عرضه قابل استفاده عربستان بود، امروز ذخایر انباشته چین نیز به یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده انتظارات بازار تبدیل شده است. از این پس معامله‌گران نه فقط به میزان تولید ریاض، بلکه به حجم نفت موجود در مخازن چین و نحوه استفاده از آن نیز چشم می‌دوزند. این جابه‌جایی نشان می‌دهد که مدیریت بازار نفت به تدریج از ظرفیت مازاد تولید به سمت ظرفیت ذخیره‌سازی و زمان‌بندی مصرف ذخایر در حال حرکت است.

منبع: تجارت نیوز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا